گفتگو با شاهرخ رزمجو درباره ترجمه استوانه کوروش

برگرفته ازروزنامه شرق: چهارشنبه، ۶ مهر ۱۳۹۰

- آقای رزمجو برای شروع می خواستم بدانم اصلا چه انگیزه ای شما را واداشت تا درباره استوانه کوروش دست به قلم شوید و ضمن نگارش کتابی قابل تامل در این زمینه ترجمه ای تازه هم از این اثر ارایه دهید؟

  این قضیه مربوط می شود به سال ها پیش. در آن زمان، ضمن کار روی چند کتیبه به خط میخی بابلی متوجه شدم که بیشتر ترجمه های ارایه شده از این کتیبه ها که مربوط به ده ها سال پیش هستند، اغلب ترجمه های دقیقی نیستند. امروزه، اطلاعات پژوهشگران برای ترجمه این متن ها نسبت به چندین دهه پیش بسیار کامل تر شده است و می توان ترجمه های دقیق تری از کتیبه های باستانی ارایه کرد. حتی در مواردی این ترجمه های اشتباه، باعث گمراهی و نتیجه گیری اشتباه کسانی شده که به آن ترجمه ها استناد کرده اند. به نظر من همیشه بهترین راه، مراجعه به خود متن و مطابقت ترجمه با متن اصلی است. برای نمونه یکی از متن های بابلی به نام «رویدادنگاری نبونیید» که در آن از کوروش و نبرد «اوپیس» صحبت شده، دارای ترجمه هایی بود که در مواردی ده ها سال از آنها گذشته بود. در این ترجمه ها، عبارت ها و جمله هایی به کار رفته بود که باعث شد در اصالت ترجمه ها تردید کنم و سراغ اصل کتیبه بروم. پس از مراجعه به متن اصلی متوجه شدم چنین مواردی در متن وجود ندارد. مساله را با پروفسور «لمبرت»، یکی از بهترین متخصصان این رشته در میان گذاشتم که او هم پس از بررسی کتیبه، نظرم را تایید کرد. یک سال بعد هم ترجمه تصحیح شده و دقیق آن متن منتشر شد که با ترجمه های پیشین به کلی تفاوت داشت.

  همین مشکل با ترجمه استوانه کوروش هم وجود داشت. پیش از این، ترجمه هایی از متن استوانه کوروش منتشر شده بودند که هیچ کدام یکدست نبودند. به همین دلیل کنجکاو بودم که بدانم به کدام ترجمه بیشتر می توان اعتماد کرد و عبارت های دقیق به کار رفته در متن اصلی چیست. نخستین مترجم فارسی استوانه کوروش، حسن پیرنیا مشیرالدوله است که با وجود قدیمی بودن زبان ترجمه اش، انصافا در زمان خود ترجمه خوبی از متن آن ارایه کرده است. می توان گفت ترجمه او به متن اصلی بسیار نزدیک است و حتی از برخی ترجمه های پس از او نیز دقیق تر است. ترجمه های فارسی موجود از استوانه کوروش، اغلب از انگلیسی، فرانسه یا زبان های دیگر ترجمه شده اند که طبیعتا مفهوم اصلی در ترجمه دوم کم و بیش تغییر کرده است. ترجمه دیگری هم که گفته می شود از متن اصلی بابلی ترجمه شده، نه از روی اصل کتیبه، بلکه از روی مولاژ و عکس های سیاه و سفید انجام شده است. طبیعتا ترجمه ای که از روی مولاژ انجام شود، هرگز به دقت ترجمه از روی اصل اثر نخواهد بود. جزییاتی روی اصل استوانه دیده می شود که به هیچ وجه در یک مولاژ قابل تشخیص نیست. ترجمه فارسی متن هم به راحتی برای همگان قابل فهم نبود. از طرف دیگر، عبارت هایی در ترجمه به کار رفته بود که در متن اصلی وجود نداشت و بازسازی بخش های شکسته شده نیز جای تردید داشت.

  به دلیل کار در بخش خاورمیانه موزه بریتانیا، امکان دسترسی مستقیم به خود استوانه کوروش برایم فراهم بود تا متن و به خصوص بخش های شکسته شده را از نزدیک بررسی کنم. به ویژه همکارانم در موزه بریتانیا از بهترین متخصصان این رشته به شمار می رفتند که می توانستیم در مواردی با هم مشورت کنیم. به همین دلیل، فرصت مناسبی بود تا ترجمه فارسی تازه و دقیق تری از متن آماده شود. این ترجمه در ایران در کتاب «استوانه کوروش بزرگ» منتشر شده و موزه بریتانیا نیز آن را به عنوان ترجمه فارسی استوانه، روی وب سایت رسمی خود قرار داده است. در پنل، بروشور و کاتالوگ نمایشگاه استوانه کوروش در ایران هم از همین ترجمه استفاده شده بود.

 

- گمان می کنم که کار روی استوانه کوروش هم جذاب است و هم البته دشواری هایی دارد. برای ما مختصری از سختی های کار ترجمه استوانه و البته از خاطرات‌تان در حین کار روی استوانه می گویید؟

  برای آغاز کار، نخست با کمک آقای پارسا دانشمند در ایران یک ترجمه فارسی اولیه به عنوان متن پایه آماده کردیم. این ترجمه از روی عکس ها و نسخه برداری هایی انجام شد که شخصا از استوانه تهیه کرده بودم. سپس به کمک این متن اولیه به سراغ متن اصلی رفتم. من و همکارم دکتر فینکل در بخش خاورمیانه موزه بریتانیا تصمیم گرفتیم تا به طور همزمان روی متن اصلی کار کنیم؛ چرا که ایشان هم می خواستند ترجمه قبلی خود را تصحیح و تکمیل کنند. برای کار روی متن اصلی باید روی خود استوانه کوروش کار می کردیم که البته در اختیار داشتن این اثر، مسوولیت سنگینی است. نیاز به عکسبرداری دقیقی هم بود تا آنچه را ما به صورت مستقیم روی استوانه می دیدیم، ثبت شود. پس از روزها عکسبرداری از استوانه که با نرم افزارهای جدید و نورپردازی بسیار دقیق انجام گرفت، توانستیم جزییات ناپیدای شکل ها و حروف را با دقت بیشتری بررسی کنیم. ما کلمه به کلمه روی متن اصلی جلو رفتیم.

  من متن را مستقیما به فارسی ترجمه می کردم و دکتر فینکل به انگلیسی. از سوی دیگر، پیدا کردن واژه ها و عبارت های فارسی مناسب که دقیقا مطابق با متن بابلی استوانه باشند، وقت زیادی گرفت. گاه روزها روی معنای دقیق یک واژه یا عبارت بحث و بررسی می کردیم تا معادلی که برای آن می گذاریم نزدیک ترین حالت به زبان اصلی کتیبه باشد. باید این نکته را هم یادآوری کنم که ترجمه فارسی و انگلیسی، دو متن کاملا جداگانه و مستقل هستند. حتی در مواردی هم متن فارسی به متن بابلی نزدیک تر است تا متن انگلیسی. جالب این بود که در مواردی، برابر یک واژه بابلی در فارسی وجود داشت، اما در انگلیسی معادل دقیق آن وجود نداشت و باید برای ترجمه آن به زبان انگلیسی از دو واژه یا بیشتر استفاده می شد، مانند واژه «دلخواه» که به صورت یک واژه در فارسی به کار می رود و کاملا با عبارت به کار رفته در کتیبه تطبیق می کند. این یکی از دلایل تفاوت ترجمه های فارسی و انگلیسی با یکدیگر است.

  در نهایت متن تکمیل شده فارسی را چندین بار با خود کتیبه و متن اصلی مطابقت دادم تا از نزدیک بودن جمله ها و واژه های انتخاب شده در ترجمه با متن اصلی اطمینان پیدا کنم. زمانی که مشغول کار روی اصل استوانه بودیم برای ما بسیار پرخاطره بود اما بهترین خاطره، کشف دو قطعه ناشناخته بود. پیش از کشف این دو قطعه، مدتی روی نشانه های باقی مانده در قسمت های شکسته شده متن کار می کردم تا از نشانه های باقی مانده، بتوانم قسمت های شکسته را تا حد امکان بازسازی کنم. درست در همان زمان، دو قطعه از یک گل نوشته در بخش خاورمیانه موزه بریتانیا شناسایی شدند که مربوط به یک لوح مسطح بودند. آن لوح حاوی نسخه دیگری از متن استوانه کوروش بود. اینکه نخستین کسی باشید که مستقیما در جریان یک کشف قرار بگیرید، احساس خوشایندی است.

  کشف این دو قطعه برای ما بسیار هیجان انگیز بود، به خصوص آنکه درست همزمان با ترجمه متن و تلاش برای بازسازی سطرهای شکسته شده اتفاق افتاد. خوشبختانه این همزمانی باعث شد تا ترجمه کامل تری نسبت به ترجمه های قبلی داشته باشیم. به کمک این دو قطعه توانستیم برخی از سطرهای شکسته شده را تا حدودی بازسازی کنیم. گرچه هنوز در حدود یک سوم از متن کتیبه شکسته شده و اثری از آن در دست نیست. اما بخش ناخوشایند زمانی بود که بلافاصله پس از انتشار ترجمه، از آن سوءاستفاده شد. متاسفانه ترجمه بخش های بازسازی شده در این سطرها به تازگی بدون اجازه، کلمه به کلمه از ترجمه فارسی و انگلیسی برداشته شده و بدون نام بردن از مترجمان اصلی، به راحتی به نام شخص دیگری به چاپ رسیده است که مایه تاسف است.

...

- در پایان اگر سخن دیگری به ویژه درباره منشور کوروش دارید، بفرمایید.

  البته من بیشتر ترجیح می دهم عنوان استوانه را برای آن به کار ببرم. در هر صورت، این اثر سند مهمی است که احترام و رفتار متفاوت ایرانیان را در تاریخ نسبت به ملل دیگر با نژاد و فرهنگ و دین متفاوت نشان می دهد. شاید بتوان گفت اهمیت و تاثیر معنوی آن از سند «ماگنا کارتا» در اروپا هم بیشتر باشد که به آن جنبه ای منحصربه فرد می بخشد. بنابراین لازم است ایرانیان با این اثر، نه با دید عامیانه بلکه به شیوه علمی آشنا شوند.

با سپاس از:

نوشته‌های میثم غلامپور در رسانه‌ها و... در حوزه تاریخ

/ 0 نظر / 10 بازدید